محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1771

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گناه بپرهيز كه به نزد من از گناه بيم انگيزتر است ، مبادا كه نعمت ترا بكشاند و فريب دهد و خطايى كنى كه به سبب آن به جهنم روى كه خدا ترا و مرا از اين خطر مصون دارد ، مردم وقتى دنيا به آنها رخ نمود سوى خدا شتافتند كه منظورشان دنيا بود خدا را منظور دار و دنيا را منظور مدار و از سقوط ستمگران بيمناك باشد . » شعبى گويد : عتبة بن غزوان با سيصد كس به بصره رسيد و چون نيزارها را بديد و صداى قورباغه ها را بشنيد گفت : « امير مؤمنان به من فرمان داده در اقصاى سرزمين عرب و روستاى نزديك بديار عجمان منزلگاه گيرم كه اين جاست و اطاعت پيشوايمان بر ما واجب است . » و در خريبه فرود آمد . و چنان بود كه پانصد تن از چابكسواران در ابله بودند و حفاظت آن مىكردند كه ابله بندرگاه كشتىهايى بود كه از چين و جاهاى ديگر مىرسيد . عتبه برفت و نزديك اجانه منزلگاه گرفت و در حدود يك ماه بماند ، آنگاه مردم ابله سوى وى آمدند كه به مقابله برخاست و قطبه بن قتاده سدوسى و قسامهء بن زهير مازنى را با ده سوار معين كرد و گفت پشت سر ما باشيد و فرارى را باز پس رانيد و هر كس را از پشت سر آهنگ ما كند برانيد . وقتى تلاقى شد به اندازه كشتن و تقسيم كردن يك شتر جنگ نكردند كه عربان غلبه يافتند و عجمان به هزيمت رفتند تا وارد شهر شدند و عتبه به اردوگاه خويش بازگشت . و عجمان چند روز در شهر بماندند و خدا ترس در دلهاشان افكند كه برفتند و چيزهاى سبك وزن را ببردند و از فرات گذشتند و شهر را رها كردند و مسلمانان وارد آنجا شدند و مقدارى كالا و سلاح و اسير و نقد به دست آوردند و نقد را تقسيم كردند كه به هر يك دو درم رسيد . عتبه ، نافع بن حارث را به ضبط ابله گماشت و خمس را برگرفت و باقى را ميان جنگجويان تقسيم كرد و ما وقع را به وسيله نافع بن حارث براى عمر نوشت . داود بن ابى هند گويد : مسلمانان در ابله ششصد درم به دست آوردند و هر كس